محمد بن حسين البيهقي
545
تاريخ بيهقى ( فارسي )
ص 427 ( 1 ) - نعوذ باللّه : پناه مىبرم به خدا از اصوات براى استعاذه ( 2 ) - مثله : بضم اول و سكون دوم گوش و بينى بريدن ( 3 ) - جعفر طيار : جعفر بن ابى طالب برادر امير المؤمنين على عليه السلام درگذشته به سال 8 هجرى كه در واقعهء موته درفش مسلمانان را بر دوش گرفت و در پيشاپيش صفوف آنان به راه افتاد اما دست راستش قطع شد آنگاه درفش را بدست چپ گرفت ولى آن دست را نيز قطع كردند و سپس درفش را بر سينه نهاد و چندان صبر كرد كه از پاى درآمد و شهيد شد . گويند خداوند بجاى دو دست جعفر در بهشت دو بال به دو داد و وجه تسميهء او به جعفر طيار از همين روست ( نقل باختصار از لغتنامهء دهخدا ) ( 4 ) - جرار : بفتح اول و تشديد دوم بسيار و انبوه ( 5 ) - حسام : بفتح اول شمشير ( 6 ) - كفك : بفتح اول و سكون دوم كف دهان ( 7 ) - كناغبار : بضم اول تار ريسمان يا ابريشم بارنده ، صفت مركب فاعلى ( 8 ) - معنى مصراع : انعكاس بانگ مردان از كرانههاى جهان به گوش مىرسد ( 9 ) - جگر : مجازا بمعنى دليرى و جرأت به علاقه حال و محل ( ذكر محل و ارادهء حال ) - معنى مصراع : هريك از لشكريان شاه در اين انديشه است كه براى حمايت حق يكسره دليرى و جرأت شود ( 10 ) - معنى بيت : هريك از افراد سپاه خصم در اين فكر است كه براى امان خواهى يكباره زبان خواهش و التماس شود ( 11 ) - قرار كرد : با تو پيمان بست ( 12 ) - طوع : بفتح اول و سكون دوم اطاعت كردن ( 13 ) - نهمار : بفتح اول و سكون دوم بيشمار و فراوان - شايد « نهمار » بمعنى « نه همواره » باشد مركب از نه نفى و همار بمعنى همواره ( 14 ) - چرب دست : چيره دست ( 15 ) - زيرك سار : باهوش ، ضد سبكسار ( 16 ) - نيز : كذا و ظاهرا : نيست ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ص 428 ( 1 ) - مصراع دوم - شايد : خداى عز و جل كى دهد مثال تبار ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - معنى بيت : خداوند براى فرمانروائى بر مردم و سپاه مثل خاندان تو ديگر نمىآفريند ( 2 ) - مرد بيداد : مرد بيدادگر ، به كار رفتن اسم ( بيداد ) بجاى صفت ( بيدادگر ) ( 3 ) - بىسير : بىگردش و حركت ، مجازا مراد مداخله ( 4 ) - ايزد دادار : خداوند جهانآفرين ، موصوف و صفت - دادار مركب از ريشه « دا » بمعنى دادن و آفريدن است با پسوند « تار » علامت فاعلى و لغة بمعنى بخشاينده و آفريننده است ( لغتنامه بنقل از حواشى برهان قاطع تصحيح دكتر معين ) ( 5 ) - كليمك : بفتح اول و كسر دوم مركب از كليم لقب حضرت موسى و ك پسوند تحبيب بمعنى كليم محبوب ( 6 ) - قار : قير ( 7 ) - معنى مصراع : يك لحظه نيز موسى را فرعون از آغوش خود كنار ننهاد ( 8 ) - مثل در : در مثل « در » حرف اضافهء پسين noitisoptsoP - معنى بيت : چون كار سلطان كه در حكم سر كشور است